پارت هشتاد و هفتم :

همان چند ثانیه کوتاه برای مغز پر از فریاد او‌ جوری کِش آمد که هزار بار در همان مدت کم، پرت شدن محافظش روی شیشه‌ی ماشین و کوبیدنش به آسفالت خیابان پشت نگاهش تکرار شد. مات به قربانی و خونی که از کنار سرش جریان گرفته و تا نزدیک دست او جلو می‌آمد خیره ماند. هنوز روی زمین به پشت افتاده بود و تمام نگاهش به باریکه خونی بود که داشت نزدیک انگشتانش می‌آمد. چند ثانیه زودتر ماجرا را فهمیده و خودش را

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۹۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • الهه

    0

    تا الان ک دارم میخونم خیلی خیلی خوب بود و اصلا خسته کننده نبود، ودوست دارم ببینم تا اخر چی میشه

    ۶ ماه پیش
  • نیلوفر

    0

    خداقوت نویسنده جان💙

    ۹ ماه پیش
  • ساحل

    0

    کامنتا چرا اسپویل داره آخه😭😭😭

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    ببخشید 🙈 همه رو نخون

    ۱ سال پیش
  • ساحل

    0

    وایییی باربد رو گرفتههه؟؟؟خدایاااا بلایی سرش نیارههه🥺🥺🥺

    ۱ سال پیش
  • اکرم بانو

    2

    علت سکوت بهنود رو نمیفهمم، واینکه خیلی درمورد مربی باربد سهل انگاری کرد

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    سکوتش در مقابل چی؟ الان که ماجرای باربد رو به پلیس نگفت؟ بهنود خیلی ساله با هاتف و کاراش کاری نداشته و الان که درگیر شده واقعا فکر نمیکرده انقدر جدی باشه و بعدشم هرچی مس‌دونست گفت و خب گاهی دیر گفته انسانه دیگه همه اشتباه میکنن بهنودم پر از اشتباهه ❤️🥰

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    6

    کاش این قدر ساکت نمی موندی الان باربد چیزیش بشه چی😤 سر این دیگه اصلا نمیتونی خودتو ببخشی امیدوارم بلایی سرش نیاد🤧 لحظه ای که پیام باربد اومد و قاتل زنگ زد دلم یه جوری شد🥺🥲

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    قطعا اگر باربد چیزیش بشه بهنود نابود میشه بهنودم نمیدونست ممکنه مربی موتورسواری باربد قاتل باشه چندبارم بهش گفت اسم و فامیلشو بگو ببینم میه باربد نمیگفت بهنودم کم بدبختی نداشت از همه طرف تحت فشار بود یادش میرفت🥺🥺

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    4

    الان که معلوم شد یاسین قاتله یعنی به پارت های آخر نزدیک شدیم چند پارت مونده؟؟

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    تقریبا اره یک‌سوم انتهایی هستیم❤️

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    تعداد پارتا معلوم نیست پارتای انتهایی هنوز نوشته نشده ولی میتونم بگم از پارت بعدی به بعد هیجان به اوج خودش میرسه دیگه 🙈🙈😂🤭هرچی تا الان ار هوده خوندین رو فراموش میکنید

    ۱ سال پیش
  • گندم

    0

    و بازم باربد خرابکار.دوباره چه وضعی شد برا بهنود

    ۱ سال پیش
  • بهار

    5

    باربد خرابکار نیس اون فقط داره کارایی و انجام میده که حس میکنه بهشون علاقه داره و اینکه چون مث بهنود سربه زیر و حرف گوش کن نیس دلیل نمیشه خرابکاری کرده باشه فقط داره زندگی خودش و میکنه با شوروهیجانی که میخاد و اینکه خبر نداره داداشش چیکار کرده که قاتل دنبالشه دیگه نبینم به باربدم حرفی بزنیااا

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    باربد کلا هیچکارس فقط یه پسر جوون پر از شور و هیجان و کله شقه که یه دنده هست و خب تو سنش طبیعیه غد و لحباز باشه به خصوص که برادرش و خواهرش خوشبختن و زندگی خودشونو دارن و باربد به جایی که میخواسته نرسیده و تفاوت سنسش با خواهر و برداش زیاده و خیلی باهاشون ارتباط نزذیک نداره. خودم باربد رو دوست دارم در

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    4

    این دفعه دیگه باربد تقصیری نداشت از کجا باید میفهمید که طرف قاتله😔

    ۱ سال پیش
  • فاطمه عطایی

    4

    خیلی خوبه که معما ها دارن حل میشن و بالاخره یاسین اول قصه اومد تو داستان با این از اول معلوم بود ربطی دارن ولی بازم جوری مارو پیچوندی که خودمم توش موندم و این هنرتوعه

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    اره دیگه داره تنام داستان رو میشه❤️❤️ مطمئنی دیگه قصد ندارم بپیچونمت؟🙈😂

    ۱ سال پیش
  • م.ر

    4

    یعنی گند بهنود اینقدر بزرگ بود که همچین بلاهایی سرش میاد

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    جلوتر معلوم میشه که چه اتفاقاتی پشت این حجم از خشونت بود

    ۱ سال پیش
  • نفس ۲

    2

    مرد تو چرا انقدر بیخیال و بی مسئولیتی. مگه میشه آدم با یه نفر دوست باشه کار هم بهش معرفی کنه و بعد ولش کنه تو بیخبری، برادرتم که شک کردی پیگیر نشدی سریعتر بفهمی مربیش کیه و چیه، از اونورم دوباره با سکوتت به کار پلیس گند زدی! توی رابطه با النازم جای قبول مسئولیت چسبید به هاتف و جیبش برای بالا رفتن!

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    بهنود واقعا سعیشو کرد اما خب از دید هر نفر بهترین کار تو هر موفعیت فرق داره و بهنودم قطعا فکر نمی‌کرد چنین اتفاقاتی بیوفته چون تجربه نداشت

    ۱ سال پیش
  • Sozi

    4

    جااااان معما ها داره حل میشه بالاخره💃

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    بله دیگه از این پارتا همه معماها حل میشه❤️❤️

    ۱ سال پیش
  • اهو k

    2

    واییییییییییی خدای من حدسم درست دراومد مربی موتورسوار باربد بود چقدر وحشتناک 🤯🤯

    ۱ سال پیش
  • ....

    2

    فقط منتظر پارت بعدیممم خدا کنه بلایی سر باربد نیاد

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    2

    خوب شد بهنود تصادف نکرد و برای محافظش هم امیدوارم حالش خوب بشه ناراحتم اینجوری بهش گفتم همدسته قاتله و تهام کجاست چرا خبری ازش نیست داره چیکار میکنه🤔

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️